تبليغاتX
تئاتر شهرستان
معضلات و اخبار و ...

با سلام به تک تک هنرمندان عرصه ی نمایش ایران زمین

 لطفا در این نظر سنجی ملی شرکت نمائید :

به نظر شما بهترین نمایش نامه های چاپ شده در سال 87 یا متون تولیدی 87 که به اجرا در آمده اند چیست؟

لطفا سایر دوستان تئاتری را هم جهت شرکت در این نظرسنجی دعوت نمائید .



لينك ثابت نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط ..:: ::..

برگزيدگان‌ پنجمين همايش سراسري آئين‌هاي عاشورايي معرفي شدند

 

مراسم اختتاميه پنجمين همايش سراسري آئين‌هاي عاشورايي صبح روز سه‌شنبه 24 دي ماه در شهر گرگان برگزار شد.  به گزارش سايت ايران تئاتر، مراسم اختتاميه پنجمين همايش سراسري آئين‌هاي عاشورايي با حضور محمودزاده استاندار استان گلستان، دکتر محمدحسين ايماني‌خوشخو معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، غلامرضا منتظري مديرکل اداره ارشاد اسلامي گلستان، حسين پارسايي رئيس مرکز هنرهاي نمايشي، حسين مسافرآستانه دبير بيست‌وهفتمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر و هيأت داوران متشکل از داود رشيدي، سعيد کشن‌فلاح و رحمت اميني برگزار شد. براساس اين گزارش، در اين مراسم محمودزاده استاندار استان گلستان در بخشي از صحبت‌هاي خود جنايات رژيم صهيونيستي در غزه را محکوم کرد و آن چه که در غزه اتفاق مي‌افتد را منبعث از واقعه عاشورا دانستدکتر محمدحسين ايماني‌خوشخو، ‌‌نيز گفت:«هنرمندان بايد کوشش کنند که مفاهيم نمايشي را در حوزه تئاتر ديني به خصوص تئاتر عاشورايي ‌به گونه‌اي طراحي کنند که مخاطب بتواند ارتباط بيشتري با اين گونه آثار برقرار کند و چنين آثاري فراگير شو‌د.»در ادامه اين مراسم هيأت داوران ضمن تقدير از مهدي پوررضائيان، يحيي ديواني، علي زرين، حسن دستاني، نصرالله قادري و حسين پرستار، آراي خود را به شرح زير اعلام کردند:هيأت داوران نمايش"سيب سرخ غلت زنان" نوشته فرهاد ارشاد که با کارگرداني اصغر زيبايي‌نژاد از شيراز اجرا شد را به عنوان نمايش برگزيده اعلام کرد و اصغر زيبايي‌نژاد را به عنوان کارگردان نخست معرفي کرد. همچنين از نمايش"يک شاخه گل سرخ" نوشته سيروس همتي و با کارگرداني وفا طرفه از قم و نمايش"کرب و بلا" نوشته و کار خسرو اميري از کرمانشاه تقدير به عمل آورد. در بخش نمايشنامه اين جشنواره نيز نمايش"سيب سرخ غلت زنان" نوشته فرهاد ارشاد نمايشنامه برتر معرفي شد و از دو نمايشنامه"يک شاخه گل سرخ" نوشته سيروس همتي و کارگرداني وفا طرفه از قم و نمايش"کرب و بلا" نوشته و کار خسرو احمدي از کرمانشاه ‌تقدير ‌شد. در بخش بازيگري مرد اين همايش نيز امير آتشاني به عنوان بازيگر نمايش"سلام بر وداع" نوشته مهدي پوررضائيان و کارگرداني امير آتشاني از تهران بازيگر برتر شناخته شد و از سيدمحمد حسيني بازيگر نمايش"يک شاخه گل سرخ" به کارگرداني وفا طرفه از قم و سعيد بصيري بازيگر نمايش"سيب سرخ غلت زنان" به کارگرداني اصغر زيبايي‌نژاد از شيراز تقدير به عمل آمد. در بخش بازيگري زن اين همايش فيروزه باباملکي به عنوان بازيگر برگزيده براي ايفاي نقش در نمايش"سيب سرخ غلت زنان" به کارگرداني اصغر زيبايي‌نژاد از شيراز معرفي شد و از الهام جعفرنژاد بازيگر نمايش"آوا" به کارگرداني احمد ايراني‌خواه از تهران و مريم‌السادات صدرپور براي ايفاي نقش در نمايش"يک شاخه گل سرخ" به کارگرداني وفا طرفه از قم تقدير به عمل آمد.در بخش موسيقي اين همايش نيز عبدالله آتشاني براي آهنگسازي نمايش"سلام بر وداع" به کارگرداني امير آتشاني از تهران به عنوان آهنگساز برگزيده معرفي شد و از مهديا عليزاده براي آهنگسازي نمايش"سيب سرخ غلت زنان" به کارگرداني اصغر زيبايي‌نژاد از شيراز تقدير به عمل آمد. در بخش طراحي صحنه اين همايش نيز امير رضازاده براي ‌نمايش"آوا" به کارگرداني احمد ايراني‌خواه از تهران به عنوان طراح صحنه برگزيده معرفي شد و از الهام مقدم براي طراحي صحنه نمايش"ساعت يک و هفتاد و يک دقيقه" به کارگرداني پيمان قريب‌پناه از تهران تقدير به عمل آمد. همچنين جايزه هماهنگي عوامل اجرا نيز به گروه نمايش"هنگامه‌اي که آسمان را شکافت" به کارگرداني مشترک محبوبه شهرياري و صغرا رمضاني از کردکوي گلستان اعطا شد.نمايش"سيب سرخ غلت زنان" به کارگرداني اصغر زيبايي‌نژاد از شيراز نيز به بيست‌وهفتمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر معرفي شد.

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 1:40 قبل از ظهر توسط ..:: ::..

استاد اکبر رادی

اکبر رادی با توشه اش برای ما همچنان هست

رادی چراغی دوسویه بود که در پرتوافکنی اش هم می شد عقبه ی راه رو دید و هم تا دوردستها پیش رو را روشنا می داد. نمایشنامه نویسی ایران مدتها بود که در بطن خودش نمی تونست بی حساب کتاب باشه چون بی صاحب نبود و اکبر رادی رو داشت . برای شروع خیلی از کارها  نیاز به شناخت ، و احساس آشنائی هست و اینکه در فضایی کار رو شروع کنی که اطمینان داشته باشی بی پشتوانه و سابقه نیست و رادی در حکم همون فضا و اصلا دلیل  راه نمایشنامه نویسی بود. جای خوشوقتی ست که اگر چه دیر اما دانشجویان اولین قدرشناسان رادی بودند و در بخش نمایشنامه نویسی تئاتر دانشگاهی جایزه ای بنام او و با حضورش بنیان گذاشتند..... این از بد روزگار و کج فهمی ماست که  حضور ارزنده ی افتخارافرینان و مردان سترگ و ماندگار را درک نمی کنیم و نمی دانیم برای حتی لحظه ای  دیدار و شنیدن کلامی  کوتاه از چه کسی باید که سرو دست بشکنیم  ، و با اینحال رادی توشه ی دستاوردهای عظیمش را  برایمان بجای نهاده است...

اول بار بیاد می اورم که سالهای بسیار دور در همایشی ،  شیراز و تالار دستغیب جهاد دانشگاهی  میزبان چهره های ادبی  بود و من جوانکی بودم که پای پله های تالار عبور مردی را انتظار می کشیدم که برایم بزرگ و دست نیافتنی می نمود...رادی با همسرش  بر فراز پله ها  پدیدار شد و با انکه حضور آرامی داشت و کسانی دوره اش نکرده بودند و می آمد که به همان سان غریب اما  بزرگوار بگذرد با  دست و دل لرزان  سمتش رفتم و دستنوشته ای  به زعم خودم ترو تمیز کرده تقدیمش کردم تا بخواند و نظر بدهد و او گرفتش و همین مرا بس بود و همین مثل سوختی بود که تا مدتها روشنم نگه می داشت.... و بار دوم سالیان بعد در جشنواره تئاتر فجر بود و او که بعد از دیدن نمایش تماس همراه با کشن فلاح  وارود راهروی تئاتر شهر- طبقه ی دوم – شد و برای دست و رو شستن به دستشوره پیچید و من  دیگر جوانی و در قبالش همچنان جوانکی که ذوق داشت به دیدنش و دزدانه سرکی کشیدم و شنیدم اینکه می گفت متنش بدک نبود چیزهایی داشت..... و باز همین من را بس بود....

حالا هنوز هم هست و همچنان با  سبک و سیاق و شیوه ی خاص خودش با فضا و لحن سازی اش از طریق دیالوگها و ارکسترآفرینی اش  که هر شخصیتش حکم سازی را دارد که اگر چه نوای خودش را دارد اما در دستگاهی  می نوازند به قاعده تا نغمه ای که در نهایت بر می خیزد در یک حجم پالوده تحت عنوان نمایشنامه ای از اکبر رادی درگوش جان تاریخ ادبیات نمایشی ایران دمیده و طنین انداز شود.....

محمود ناظری

توجه : مراسم تشییع پیکر آن مرحوم صبح روز جمعه 7 دی ماه ساعت 8:30 از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا انجام خواهد شد




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 3:35 بعد از ظهر توسط ..:: گرگان - حسینی نژاد ::..

برای اولین بار در استان گلستان، پرفورمنس"آخرین انشاء" تجربه ای از سیدحسن حسیني نژاد اجرا شد.
به گزارش سایت ایران تئاتر، پرفورمنس "آخرین انشاء" با همیاری آذر سهیلی، رضا بلبلی، عماد رجبلو و مهدیه محمودی در کارگاه تئاتر تجربه حوزه هنری استان گلستان، گرگان تولید شده است.
این پرفورمنس از 23 مهر به مدت 4 روز در پلاتوی حوزه هنری اجرا شد و مدت هر اجرا 6 دقیقه بود که گروه اجرایی در هر اجرا میزبان دو تماشاگر بود.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 1:38 قبل از ظهر توسط ..:: گرگان - حسینی نژاد ::..

نخستین کارگاه تخصصی پانتومیم با حضور فرشاد منظوفی نیا از تاریخ 15/5/86  لغایت 17/5/86 ، صبح و عصر ، به صورت تئوری و عملی در محل مجتمع فرهنگی سینمائی بهمن از سوی حوزه هنری استان گلستان برگزار گردید. به نقل از آقای مسعود طاهری مسئول واحد نمایش حوزه استان , در تکمیل کارگاه فوق , در آینده کارگاههای  تخصصی تری  تشکیل خواهد شد که این حرکت با هدف راه اندازی همایش (کارناوال) شبهای پانتومیم برنامه ریزی گردیده است.

* فرشاد منظوفی نیا نویسنده و کارگردان تئاتر و دبیر سومین جشنواره سراسری پانتومیم در سال جاری می باشد.

همچنین به همت مرکز هنرهای نمایشی دوره ای آموزشی بازیگری و کارگردانی توسط سهراب سلیمی و نویسندگی توسط جلال تهرانی درمحل تالار فخرالدین اسعد گرگانی در روزهای پنج شنبه هر هفته صبح و عصر برگزار می گردد.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 2:30 قبل از ظهر توسط ..:: گرگان - حسینی نژاد ::..

بدا به حال تئاتر شهرستان

به حال تئاتر شهرستان و علاقه مندان آن باید گریست وقتی کاری چون لبخند با شکوه آقای گیل در سالن اصلی تئاتر شهر با این همه تبلیغات با عنوان نویسنده بزرگ " اکبر رادی " و کارگردانی چون هادی مرزبان و بازیگرانی چون بهزاد فراهانی و افتضاح بازیگری خانم آقای مرزبان به اجرا در می آید و باز آنها تئاتر شهرستان را درجه دو می دانند . این موضوع مرا فقط به این فکر می اندازد که باید برای تئاتر گریست و برای این اساتید قاف نشین دستهای بلند زد و هورا کشید.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 12:46 بعد از ظهر توسط ..:: شاهرود - میرباقری ::..

به مناسبت برپایی چله هنری هنرمندان تئاتر سمنان در کنار هنرمندان دیگر رشته های هنری به اجرای شش نمایش در مدت چهل شب خواهند پرداخت

" آقای نوورک" ، " نامه ای که هرگز نوشته نشد " ، " توجیه " ، "مرزبانان" ، " فرزند اضافی" و " بزودی در سمنان اتفاق می افتد" نمایشهایی هستند که هر یک به مدت شش شب از تاریخ 24 تیرماه لغایت 2 شهریور در تالار آفرینش به اجرا در می آیند.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط ..:: سمنان - صدرایی ::..

نزدیک به دو هفته و یا بیشتر از ایجاد این وبلاگ می گذرد و من به دعوت دوست عزیزم ، آقای حسینی نژاد . نماینده ی تئاتر کویری سمنان در این وبلاگ شده ام .

وبلاگی که اخبار و معضلات تئاتر شهرستان را بازتاب داده به امید آنکه روزی مسئولی بر حسب اتفاق چشم بدان بدوزند و گره ای هر چند کوچک از این خانواده بزرگ بگشایند.

امروز که این مطلب را می نویسم تئاتر شهر من در کـُماست ، و جالب این است که همه می دانند علت آن چیست و هیچ کاری از پیش نمی برند ، یعنی نمیتوانند که ببرند.

بعد نیست تاریخچه ای کوتاه از تئاتر شهرم را بازگو کنم . انجمن نمایش سمنان تا سال 79 انجمنی معقول بود، در طول سال 8 تا 10 اثر تولید می کرد ، اردوهای آموزشی و تفریحی برپا میکرد و از همه مهم تر آموزش صحیح  تئاتردر برنامه ی کاری این انجمن قرار داشت .

اما بعد از 79 گروهی که انجمن قبل را ناکارآمد می پنداشتند و در تئوری های زیبای خود مدینه ای فاضله را تصور می کردند بر سر کار آمدند.

بعد از سال 79 سه گروه بر کرسی هیئت مدیره نشستند که وقایع و خلاصه عملکرد این سه گروه را میتوان در دو بیت شعر خلاصه کرد

 

سال سال این چند سال

همینه  حـــــال  و  احـوال

هـــــــــر  ســـــال  میگیم

دریغ  از  پارســـــــــــــــال

 

من اکیدن مخالف جوان سالاری نیستم ، اما حقیقتِ تجربه را مهم تر از آن می دانم ، مدیران میانی نیز در این  زمانه غریب به داد ما رسیدند و با استفاده از بی تجربگی عزیزان تنها به فکر بیلان خود بودند و لاغیر

در واقع علی ماند و حوضش

کار انجمنی که حداقل پرداختی اش قبل از سال 79 ، چهارمیلیون ریال بود ؛ رسید به جایی که نه تنها قراردادی با گروه ها نمی بست بلکه 20% از فروش بلیط را برای خود برمی داشت  و حق عضویت سالیانه به مبلغ بیست هزار ریال از اعضایش جمع میکرد. آموزش تئاتر در این سالها مضحکه ای بیش نبود ، سئوال من از مسئولین این است : آیا کسی بر نحوه آموزش در شهرستانها نظارت میکند ؟

حال بماند که در این آشفته بازار جناب آقای مسافر آستانه نیز با انجمن نمایش کشور بلاتکلیف است ، روزی از انحلال انجمن های استان خبر می دهد و روزی دیگر آن را تکذیب و تنها به تغییر اساسنامه انجمن اشاره میکند.

آقای آستانه ، مگر نگاشتن اساسنامه ایی برای انجمن نمایش کشور و بالطبع آن شهرستانها چقدر وقت میگیرد که ماشاا... آقایان دست به قلم در انجام آن مانده اند.

اول مشکل شهرستان من ، هئیت مدیره آن است که با آنکه دوره ی حکومت آنان به اتمام رسیده اما برگزاری انتخابات مجدد را به علت نرسیدن اساسنامه جدید انجمن دایـِمن به تعویق می اندازند و موجبات شادی این بزرگواران را فراهم می آورند.

در این دو سال آخر نزدیک به 60 هنرجو با پرداخت شهریه های ... وارد کلاسهای تئاتر شهر من شده اند اما دریغ از آنکه یکی از آنها جذب این هنر شود.

در طی این دو سال تعداد شش کار نمایشی بر روی صحنه رفته است که  با کنار گذاشتند آثاری که اداره کل بنیاد شهید انقلاب اسلامی ، حوزه هنری ، شرکت تعاونی آفرینشهای هنری ، سپاه پاسداران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان تهیه کنندگان آن بوده اند  تنها 2 اثر را میتوان جزو تولیدات این انجمن به حساب آورد.

مسئولین محترم تئاتر کشور ، اگر اساسنامه ی انجمن به پایان رسیده که هیچ ، اما اگر هنوز مشغول نگارش آن هستید بندهایی را نیز برای نظارت انجمن کشور بر نحوه ی مدیریت ، آموزش و تولیدات شهرستانها را بدان بیافزایید ، باشد که رستگار شویم

 

و من ا... التوفیق




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 11:13 قبل از ظهر توسط ..:: سمنان - صدرایی ::..

تا اطلاع ثانوی گوش شنوا در دسترس نیست

دلم براتون بگه ... دلم از چی  براتون بگه ؟؟ خیلی چیزها هست ... باشه ، یک خوردشو میگم ... از ساده ترین مسائل میگم ، چون مسائل کلان تر زیادی نخ نما شدن... / فی البداهه/

1-   سال گذشته توی همچین روزهایی از طرف مرکز هنرهای نمایشی 17- 18 تا فیلم نمایش فرستادن . اما خدا شاهده الارقم تمام تلاش های  بنده و خیلی دوستان و پاچه خواری های فراوان، که آقای مدیر، شما فیلم هارو به ما تحویل بده – هر جا خواستی امضاء می کنیم و انگشت می زنیم ، به هزینه شخصی بریم فیلم هارو تبدیل به سی دی کنیم ... اما خدا شاهده تا به امروز من خودم به شخصه این فیلم ها رو ندیدم / البته اگه دروغ نباشه از فاصله ی 2 متری توی ویترین کمد آقای مدیر هنری استان فیلم هارو یه وراندازی کردم ،در همان چند روز اولی که فیلم ها رسیده بودند، هر چند قبلا قسمت شده بود و اجرای چند تا از این کارها رو دیده بودم اما بقیه شونو چی ؟ / شاید این فکر بیاد تو ذهنتون که ندید پدید بازی دارم در میارمو و دلم به حال خودم میسوزه ... نه این حرف ها نیست .خدائیش دلم به حال خودم نمیسوزه ، دلم به حال عده ای ازبچه ها میسوزه که مثل من لا اقل دو سه ماه یک بار نمی تونن بیان تهران تا کارهای روز رو ببینن یا مثل من خوره بازی در بیارن و فله ای کتاب بخرن یا دوستان خوبی داشته باشن که واسشون  فیلم بفرسته و ... خدائیش اگه غیر منطقی میگم ، بزنین تو گوشم ، البته اگه تونستین گیرم بیارین / خنده /( البته دو هفته ای هست که گفتم میخوان فیلم هارو واسه بچه ها پخش کنن ، که هنوز پخش نکردن ، یعنی میکنن ؟! ( ایهام – حتماً )

 

2 – سال 84 قبل از اینکه نمایش بیداری در نورنبرگ آقای اکبر نژاد در جشنواره فجر اجرا بشه متنشو داشتم ، در همون ایام تصمیم گرفتم کارو با اجازه ایشون به روی صحنه ببرم ، اما یهو نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم این کار تو جشنواره اجرا بره و ببینم بازخوردش چه جوریه ، بعد اجرا برم .. خلاصه رسید به سال 85 و خواستم تصمیممو عملی کنم ... متن رو در تاریخ 15 آذر 85 به شورای بازخوانی متون دادم ، اما چشمتون روز بد نبینه ... صبر ، صبر ، صبر ... تا بالاخره بعد از کلی دوندگی و غرغرکردن ، جواب متن رو در تاریخ 14 بهمن دادن ... خدائیش ظلم نیست ؟ تازه شورای بازخوانی نوشته بود (( منوط به حذف دیالوگ های غیر اخلاقی و با حفظ شئونات مذهبی ، اخلاقی ، و اجتماعی )) یکی نیست بگه آقای محترم این کار خودش یه کار سفارشی بوده و ضد یهوده ... اینها چیزی که خودشون سفارش دادن رو هم ممیزی میکنن ... بگذریم . به مدیر میگم آقا اون وقتی که من خواستم کار کنم عوامل من آزاد بودن ، خودم تو مود کار بودم ،حالا چه کنم ؟ چرا شوراتون رو عوض نمیکنین ؟ میگه بهترین ها هستن ، میگه فرصت ندارن ، یکی نیست بگه آقا مگه این ها در طول سال چند تا متن میخونن ... خدائیش به 50 تا هم نمیرسه ... که بیشترش هم واسه جشنواره ست .... ای بابا زیاد حرف زدم ... چه کنم  دلم خیلی پره ... فعلا گوشم رو کشیدم تا زمانی که یه سری آدم ها هستن ، کار نکنم.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 0:39 قبل از ظهر توسط ..:: گرگان - حسینی نژاد ::..

به قول شاعر سينه خواهم  شرحه شرحه از فراق تا بگويم شرح حال اشتياق.

روزگاری تاتر شهرم زبان زد خاص وعام بود .

روزگاری تاتر شهرم پیشرو در تجربیات جدید بود .

روزگاری تاتر شهرم با تماشاچی اش اجین بود و آشنا .

روزگاری تاتر شهرم ...........

آه و هزاران افسوس که کوچ آدمهای نمایشمان به پایتخت  چراغ تاتر شهرم را به سوسویی بدل کرد که برای برافروختن دوبار ه ای شعله ای ان همتی بزرگ و صبری جاودانه ما را طلب میکرد  تا با کمبود ها کنار بیایم و تاتر کار کنیم - آما در این میان گره های پیش آمد که به قول استادم // سرنوشت تاتر این مملکت در دست یه عده آدم بی حو صله  و ناشیه ای که دوغ رو از دوشاب تشخیص نمیدن //

سالها زحمت کشیدیم  تا بستری مناسب برای کار تاتر در شهرستان آماده کنیم - سرمان را که بالا آوردیم دیدیم که ای وای بر من  چقدر از تاتر روز کشو رمان عقب ماندیم - اما دیگر زمانه فرق کرده و ما متعهدانه مبا رز ه ای رو آغاز می کنیم برای اثبات تاتر شهرستان- هرچند که استادم بگه // در جبین این کشتی نور رستگاری نمی بینم //

دوستان عزیز سنگ بنایی گذاشته شد و همگی به این امر مهم واقفید که بدون حمایت  نمی توانیم به سر منزل مقصود برسیم   پس یکی برای همه    همه برای تاتر شهرستان.

دوستتان دارم   م ج گروه تاتر پل مشهد مقدس

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط ..:: مشهد - جهانپا ::..