به مناسبت برپایی چله هنری هنرمندان تئاتر سمنان در کنار هنرمندان دیگر رشته های هنری به اجرای شش نمایش در مدت چهل شب خواهند پرداخت
" آقای نوورک" ، " نامه ای که هرگز نوشته نشد " ، " توجیه " ، "مرزبانان" ، " فرزند اضافی" و " بزودی در سمنان اتفاق می افتد" نمایشهایی هستند که هر یک به مدت شش شب از تاریخ 24 تیرماه لغایت 2 شهریور در تالار آفرینش به اجرا در می آیند.
نزدیک به دو هفته و یا بیشتر از ایجاد این وبلاگ می گذرد و من به دعوت دوست عزیزم ، آقای حسینی نژاد . نماینده ی تئاتر کویری سمنان در این وبلاگ شده ام .
وبلاگی که اخبار و معضلات تئاتر شهرستان را بازتاب داده به امید آنکه روزی مسئولی بر حسب اتفاق چشم بدان بدوزند و گره ای هر چند کوچک از این خانواده بزرگ بگشایند.
امروز که این مطلب را می نویسم تئاتر شهر من در کـُماست ، و جالب این است که همه می دانند علت آن چیست و هیچ کاری از پیش نمی برند ، یعنی نمیتوانند که ببرند.
بعد نیست تاریخچه ای کوتاه از تئاتر شهرم را بازگو کنم . انجمن نمایش سمنان تا سال 79 انجمنی معقول بود، در طول سال 8 تا 10 اثر تولید می کرد ، اردوهای آموزشی و تفریحی برپا میکرد و از همه مهم تر آموزش صحیح تئاتردر برنامه ی کاری این انجمن قرار داشت .
اما بعد از 79 گروهی که انجمن قبل را ناکارآمد می پنداشتند و در تئوری های زیبای خود مدینه ای فاضله را تصور می کردند بر سر کار آمدند.
بعد از سال 79 سه گروه بر کرسی هیئت مدیره نشستند که وقایع و خلاصه عملکرد این سه گروه را میتوان در دو بیت شعر خلاصه کرد
سال سال این چند سال
همینه حـــــال و احـوال
هـــــــــر ســـــال میگیم
دریغ از پارســـــــــــــــال
من اکیدن مخالف جوان سالاری نیستم ، اما حقیقتِ تجربه را مهم تر از آن می دانم ، مدیران میانی نیز در این زمانه غریب به داد ما رسیدند و با استفاده از بی تجربگی عزیزان تنها به فکر بیلان خود بودند و لاغیر
در واقع علی ماند و حوضش
کار انجمنی که حداقل پرداختی اش قبل از سال 79 ، چهارمیلیون ریال بود ؛ رسید به جایی که نه تنها قراردادی با گروه ها نمی بست بلکه 20% از فروش بلیط را برای خود برمی داشت و حق عضویت سالیانه به مبلغ بیست هزار ریال از اعضایش جمع میکرد. آموزش تئاتر در این سالها مضحکه ای بیش نبود ، سئوال من از مسئولین این است : آیا کسی بر نحوه آموزش در شهرستانها نظارت میکند ؟
حال بماند که در این آشفته بازار جناب آقای مسافر آستانه نیز با انجمن نمایش کشور بلاتکلیف است ، روزی از انحلال انجمن های استان خبر می دهد و روزی دیگر آن را تکذیب و تنها به تغییر اساسنامه انجمن اشاره میکند.
آقای آستانه ، مگر نگاشتن اساسنامه ایی برای انجمن نمایش کشور و بالطبع آن شهرستانها چقدر وقت میگیرد که ماشاا... آقایان دست به قلم در انجام آن مانده اند.
اول مشکل شهرستان من ، هئیت مدیره آن است که با آنکه دوره ی حکومت آنان به اتمام رسیده اما برگزاری انتخابات مجدد را به علت نرسیدن اساسنامه جدید انجمن دایـِمن به تعویق می اندازند و موجبات شادی این بزرگواران را فراهم می آورند.
در این دو سال آخر نزدیک به 60 هنرجو با پرداخت شهریه های ... وارد کلاسهای تئاتر شهر من شده اند اما دریغ از آنکه یکی از آنها جذب این هنر شود.
در طی این دو سال تعداد شش کار نمایشی بر روی صحنه رفته است که با کنار گذاشتند آثاری که اداره کل بنیاد شهید انقلاب اسلامی ، حوزه هنری ، شرکت تعاونی آفرینشهای هنری ، سپاه پاسداران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان تهیه کنندگان آن بوده اند تنها 2 اثر را میتوان جزو تولیدات این انجمن به حساب آورد.
مسئولین محترم تئاتر کشور ، اگر اساسنامه ی انجمن به پایان رسیده که هیچ ، اما اگر هنوز مشغول نگارش آن هستید بندهایی را نیز برای نظارت انجمن کشور بر نحوه ی مدیریت ، آموزش و تولیدات شهرستانها را بدان بیافزایید ، باشد که رستگار شویم
و من ا... التوفیق
تا اطلاع ثانوی گوش شنوا در دسترس نیست
دلم براتون بگه ... دلم از چی براتون بگه ؟؟ خیلی چیزها هست ... باشه ، یک خوردشو میگم ... از ساده ترین مسائل میگم ، چون مسائل کلان تر زیادی نخ نما شدن... / فی البداهه/
1- سال گذشته توی همچین روزهایی از طرف مرکز هنرهای نمایشی 17- 18 تا فیلم نمایش فرستادن . اما خدا شاهده الارقم تمام تلاش های بنده و خیلی دوستان و پاچه خواری های فراوان، که آقای مدیر، شما فیلم هارو به ما تحویل بده – هر جا خواستی امضاء می کنیم و انگشت می زنیم ، به هزینه شخصی بریم فیلم هارو تبدیل به سی دی کنیم ... اما خدا شاهده تا به امروز من خودم به شخصه این فیلم ها رو ندیدم / البته اگه دروغ نباشه از فاصله ی 2 متری توی ویترین کمد آقای مدیر هنری استان فیلم هارو یه وراندازی کردم ،در همان چند روز اولی که فیلم ها رسیده بودند، هر چند قبلا قسمت شده بود و اجرای چند تا از این کارها رو دیده بودم اما بقیه شونو چی ؟ / شاید این فکر بیاد تو ذهنتون که ندید پدید بازی دارم در میارمو و دلم به حال خودم میسوزه ... نه این حرف ها نیست .خدائیش دلم به حال خودم نمیسوزه ، دلم به حال عده ای ازبچه ها میسوزه که مثل من لا اقل دو سه ماه یک بار نمی تونن بیان تهران تا کارهای روز رو ببینن یا مثل من خوره بازی در بیارن و فله ای کتاب بخرن یا دوستان خوبی داشته باشن که واسشون فیلم بفرسته و ... خدائیش اگه غیر منطقی میگم ، بزنین تو گوشم ، البته اگه تونستین گیرم بیارین / خنده /( البته دو هفته ای هست که گفتم میخوان فیلم هارو واسه بچه ها پخش کنن ، که هنوز پخش نکردن ، یعنی میکنن ؟! ( ایهام – حتماً )
2 – سال 84 قبل از اینکه نمایش بیداری در نورنبرگ آقای اکبر نژاد در جشنواره فجر اجرا بشه متنشو داشتم ، در همون ایام تصمیم گرفتم کارو با اجازه ایشون به روی صحنه ببرم ، اما یهو نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم این کار تو جشنواره اجرا بره و ببینم بازخوردش چه جوریه ، بعد اجرا برم .. خلاصه رسید به سال 85 و خواستم تصمیممو عملی کنم ... متن رو در تاریخ 15 آذر 85 به شورای بازخوانی متون دادم ، اما چشمتون روز بد نبینه ... صبر ، صبر ، صبر ... تا بالاخره بعد از کلی دوندگی و غرغرکردن ، جواب متن رو در تاریخ 14 بهمن دادن ... خدائیش ظلم نیست ؟ تازه شورای بازخوانی نوشته بود (( منوط به حذف دیالوگ های غیر اخلاقی و با حفظ شئونات مذهبی ، اخلاقی ، و اجتماعی )) یکی نیست بگه آقای محترم این کار خودش یه کار سفارشی بوده و ضد یهوده ... اینها چیزی که خودشون سفارش دادن رو هم ممیزی میکنن ... بگذریم . به مدیر میگم آقا اون وقتی که من خواستم کار کنم عوامل من آزاد بودن ، خودم تو مود کار بودم ،حالا چه کنم ؟ چرا شوراتون رو عوض نمیکنین ؟ میگه بهترین ها هستن ، میگه فرصت ندارن ، یکی نیست بگه آقا مگه این ها در طول سال چند تا متن میخونن ... خدائیش به 50 تا هم نمیرسه ... که بیشترش هم واسه جشنواره ست .... ای بابا زیاد حرف زدم ... چه کنم دلم خیلی پره ... فعلا گوشم رو کشیدم تا زمانی که یه سری آدم ها هستن ، کار نکنم.
روزگاری تاتر شهرم زبان زد خاص وعام بود .
روزگاری تاتر شهرم پیشرو در تجربیات جدید بود .
روزگاری تاتر شهرم با تماشاچی اش اجین بود و آشنا .
روزگاری تاتر شهرم ...........
آه و هزاران افسوس که کوچ آدمهای نمایشمان به پایتخت چراغ تاتر شهرم را به سوسویی بدل کرد که برای برافروختن دوبار ه ای شعله ای ان همتی بزرگ و صبری جاودانه ما را طلب میکرد تا با کمبود ها کنار بیایم و تاتر کار کنیم - آما در این میان گره های پیش آمد که به قول استادم // سرنوشت تاتر این مملکت در دست یه عده آدم بی حو صله و ناشیه ای که دوغ رو از دوشاب تشخیص نمیدن //
سالها زحمت کشیدیم تا بستری مناسب برای کار تاتر در شهرستان آماده کنیم - سرمان را که بالا آوردیم دیدیم که ای وای بر من چقدر از تاتر روز کشو رمان عقب ماندیم - اما دیگر زمانه فرق کرده و ما متعهدانه مبا رز ه ای رو آغاز می کنیم برای اثبات تاتر شهرستان- هرچند که استادم بگه // در جبین این کشتی نور رستگاری نمی بینم //
دوستان عزیز سنگ بنایی گذاشته شد و همگی به این امر مهم واقفید که بدون حمایت نمی توانیم به سر منزل مقصود برسیم پس یکی برای همه همه برای تاتر شهرستان.
دوستتان دارم م ج گروه تاتر پل مشهد مقدس
جشنواره ای فکر کنیم تا تئاتر بمیرد
مدت طولانی است که تمام دوستان تئاتری از هر شهری که فکر میکنید
دچار درد مشترک و مهمی بنام جشنواره زدگی شده اند
روزهایی بود که تئاتر فقط برای مردم بود و تماشاگر ولی مدت طولانی است که همه چیز تئاتری ها شده فلان جشنواره و فلان همایش و فلان ...
جالب اینجاست که با یکی از دوستان شهرستانی که حرف میزدم خیلی قاطع می گفت که من منحصرا به جشنواره فکر میکنم و اصلا برای جشنواره ها مینویسم.
دوستان خوبم تئاتر با تماشاگر زنده است و این را همه میدانیم
پس برای اثبات این شعار (مدتی است که به شعار تبدیل شده)بیائید فقط برای مردم و اجراهای سطح شهر کار کنیم.
و یک خبر:::
تئاتر قزوین ۲ سالن آمفی تئاتر دارد که از وقتی که کتابخانه ها از اداره ارشاد جدا شده اند ما تئاتری های قزوین غاز می چرانیم چرا که مدیر کل ارشاد میگوید سالن ها برای عموم هنرهاست و باید در اختیار آنها قرار گیرد و مسئول کتابخانه ها میگوید سالن مال خودمان است و تازه می خواهیم از آنها پول در آوریم.
حالا پیدا کنید پرتقال فروش را... ؟؟؟؟؟
با عرض سلام و ادب و احترام
قابل توجه کلیه دوستان شهرستانی عزیزی که در حوزه وبلاگ نویسی تئاتر فعالیت دارید. در صورت تمایل ، آمادگی خود را جهت همکاری هر چه بیشتر اعلام نمایید .
مطالب خود را ترجیحا ًبا فونت 10tahoma و line spacing 1.5 بنویسید
عکس سبک – منبع موثق اخبار – در صورت گذاشتن مقاله منبع حتما ذکر شود .