روزگاری تاتر شهرم زبان زد خاص وعام بود .
روزگاری تاتر شهرم پیشرو در تجربیات جدید بود .
روزگاری تاتر شهرم با تماشاچی اش اجین بود و آشنا .
روزگاری تاتر شهرم ...........
آه و هزاران افسوس که کوچ آدمهای نمایشمان به پایتخت چراغ تاتر شهرم را به سوسویی بدل کرد که برای برافروختن دوبار ه ای شعله ای ان همتی بزرگ و صبری جاودانه ما را طلب میکرد تا با کمبود ها کنار بیایم و تاتر کار کنیم - آما در این میان گره های پیش آمد که به قول استادم // سرنوشت تاتر این مملکت در دست یه عده آدم بی حو صله و ناشیه ای که دوغ رو از دوشاب تشخیص نمیدن //
سالها زحمت کشیدیم تا بستری مناسب برای کار تاتر در شهرستان آماده کنیم - سرمان را که بالا آوردیم دیدیم که ای وای بر من چقدر از تاتر روز کشو رمان عقب ماندیم - اما دیگر زمانه فرق کرده و ما متعهدانه مبا رز ه ای رو آغاز می کنیم برای اثبات تاتر شهرستان- هرچند که استادم بگه // در جبین این کشتی نور رستگاری نمی بینم //
دوستان عزیز سنگ بنایی گذاشته شد و همگی به این امر مهم واقفید که بدون حمایت نمی توانیم به سر منزل مقصود برسیم پس یکی برای همه همه برای تاتر شهرستان.
دوستتان دارم م ج گروه تاتر پل مشهد مقدس