تا اطلاع ثانوی گوش شنوا در دسترس نیست
دلم براتون بگه ... دلم از چی براتون بگه ؟؟ خیلی چیزها هست ... باشه ، یک خوردشو میگم ... از ساده ترین مسائل میگم ، چون مسائل کلان تر زیادی نخ نما شدن... / فی البداهه/
1- سال گذشته توی همچین روزهایی از طرف مرکز هنرهای نمایشی 17- 18 تا فیلم نمایش فرستادن . اما خدا شاهده الارقم تمام تلاش های بنده و خیلی دوستان و پاچه خواری های فراوان، که آقای مدیر، شما فیلم هارو به ما تحویل بده – هر جا خواستی امضاء می کنیم و انگشت می زنیم ، به هزینه شخصی بریم فیلم هارو تبدیل به سی دی کنیم ... اما خدا شاهده تا به امروز من خودم به شخصه این فیلم ها رو ندیدم / البته اگه دروغ نباشه از فاصله ی 2 متری توی ویترین کمد آقای مدیر هنری استان فیلم هارو یه وراندازی کردم ،در همان چند روز اولی که فیلم ها رسیده بودند، هر چند قبلا قسمت شده بود و اجرای چند تا از این کارها رو دیده بودم اما بقیه شونو چی ؟ / شاید این فکر بیاد تو ذهنتون که ندید پدید بازی دارم در میارمو و دلم به حال خودم میسوزه ... نه این حرف ها نیست .خدائیش دلم به حال خودم نمیسوزه ، دلم به حال عده ای ازبچه ها میسوزه که مثل من لا اقل دو سه ماه یک بار نمی تونن بیان تهران تا کارهای روز رو ببینن یا مثل من خوره بازی در بیارن و فله ای کتاب بخرن یا دوستان خوبی داشته باشن که واسشون فیلم بفرسته و ... خدائیش اگه غیر منطقی میگم ، بزنین تو گوشم ، البته اگه تونستین گیرم بیارین / خنده /( البته دو هفته ای هست که گفتم میخوان فیلم هارو واسه بچه ها پخش کنن ، که هنوز پخش نکردن ، یعنی میکنن ؟! ( ایهام – حتماً )
2 – سال 84 قبل از اینکه نمایش بیداری در نورنبرگ آقای اکبر نژاد در جشنواره فجر اجرا بشه متنشو داشتم ، در همون ایام تصمیم گرفتم کارو با اجازه ایشون به روی صحنه ببرم ، اما یهو نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم این کار تو جشنواره اجرا بره و ببینم بازخوردش چه جوریه ، بعد اجرا برم .. خلاصه رسید به سال 85 و خواستم تصمیممو عملی کنم ... متن رو در تاریخ 15 آذر 85 به شورای بازخوانی متون دادم ، اما چشمتون روز بد نبینه ... صبر ، صبر ، صبر ... تا بالاخره بعد از کلی دوندگی و غرغرکردن ، جواب متن رو در تاریخ 14 بهمن دادن ... خدائیش ظلم نیست ؟ تازه شورای بازخوانی نوشته بود (( منوط به حذف دیالوگ های غیر اخلاقی و با حفظ شئونات مذهبی ، اخلاقی ، و اجتماعی )) یکی نیست بگه آقای محترم این کار خودش یه کار سفارشی بوده و ضد یهوده ... اینها چیزی که خودشون سفارش دادن رو هم ممیزی میکنن ... بگذریم . به مدیر میگم آقا اون وقتی که من خواستم کار کنم عوامل من آزاد بودن ، خودم تو مود کار بودم ،حالا چه کنم ؟ چرا شوراتون رو عوض نمیکنین ؟ میگه بهترین ها هستن ، میگه فرصت ندارن ، یکی نیست بگه آقا مگه این ها در طول سال چند تا متن میخونن ... خدائیش به 50 تا هم نمیرسه ... که بیشترش هم واسه جشنواره ست .... ای بابا زیاد حرف زدم ... چه کنم دلم خیلی پره ... فعلا گوشم رو کشیدم تا زمانی که یه سری آدم ها هستن ، کار نکنم.